X
تبلیغات
دل نوشته ها

دل نوشته ها
مطالبی شخصی و کشکول وار در زمینه های مختلف 
قالب وبلاگ
به نام خدا

سال ها در آرزوی دکتری بود خودش را در کسوت استاد دانشگاه می دید . بالاخره از یکی از دانشگا ه های خوب

خارج برای ادامه تحصیلات تکمیلی پذیرش گرفت شاید ته دلش به این سفر راضی نبود یکباره درد شدیدی احساس کرد وقتی رفت دکتر  و آزمایش هایش را داد گفتند به یک نوع سرطان عجیب و غریب مبتلا شده است .

خیلی دلش شکست تمام کاخ آرزوهایش فرو ریخت .

ما مجبوریم زندگی خود را با زندگی بعد از مرگ جمع ببندیم که خواه نا خواه می میریم !

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 21:41 ] [ محمد ]
به نام خدا

می خواهی به مقام فنا برسی

خیلی سخت است

کتاب های سرگذشت عرفا را می خوانی خوب است .

ولی :

برو پول طلبکارت را بده .

اینهمه در ذهنت خاطرات بدی که از او داری بزرگ نکن ذهنت را پاک کن .

دست های پدر و مادرت را ببوس و بدان آن ها همه تلاش خود را برای تربیت تو کشیده اند .

یکبار بدون هیچ چشم داشتی برای آن فامیلت که ازش دلخوری هدیه ای بخر و به دیدنش برو .

روزی چند تا از دروغ هایت کم کن .

بعضی وقت ها بی مقدمه هدیه ای برایش بخر .

خیلی فکر نکن که آدم بدی است فقط با ظاهر افراد قضاوت نکن .

 

....

 

بعدش بیا

شاید هم نیامدی

شوخی نیست که .

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 21:30 ] [ محمد ]
به نام خدا

بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من

اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد

آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 21:51 ] [ محمد ]
به نام خدا

تا حالا نرفته ای زیارت ، امامزاده و یا هر جائی که بوئی غیر از پول و شهوت و حرص و طمع و حسد و کینه بده .

نه مثل اینکه نرفته ای بلند شو برو سرت را از توی این کتاب ها و وبلاگ های جورواجور دربیار جائی خبری نیست هر کسی از ظن شد یار من .

بلند شو برو خیلی هم نمی خواهد گریه کنی حتی آنجا رفتی بخند البته با صدای بلند نه ، بعدش که آمدی بیرون ببین سبکتر نشدی احساساتت قشنگتر نشده ؟

اگر شدی باز هم بیا دنیا اینهمه ارزش دور خودت چرخیدن را ندارد مهم هم نیست اون مکان کجاست فقط ببین هر جا سبک شدی بدان شفای درد دلت اونجاست.

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 12:48 ] [ محمد ]
به نام خدا

با سلام خدمت همه دوستان و تبریک عید نوروز و امید به داشتن سالی پر از موفقیت و شادی .

امسال عید نوروز با ایام عزاداری بانوی بانوان نزدیک شده است . و همین موجب صحبت هائی شده است. یک آدمی که از حدود ده سال پیش قید نماز خواندن را زده با لحن تمسخر آمیزی می گفت امسال شیعیان عید ندارند

من او را از سال ها قبل می شناسم نمی دانم از این هر هری مذهبی به جائی هم رسیده یانه ولی به هر حال خود را الکی خوش نشان می دهد .

بچه که بودیم مادرم صبح های جمعه قبل از طلوع آفتاب درب خانه را جارو می زد و می گفت حضرت فاطمه (س) از کوچه رد خواهد شد . آن موقع این اعتقاد را داشتند که حضرت فاطمه (س) به خانه شیعیان سر می زند چه احساس لطیفی .

شما که یک آدم عادی هستی وقتی یکی از بستگانت این دنیا را ترک می کند برایت ناراحت کننده است که مردم به خاطر تو مدت زیادی عزا نگهدارند و پژمرده باشند زود می گویی که از عزا دربیایند و اگر مجلس شادی دارند برگزار کنند .

حال ما فکر می کنیم حضرت فاطمه (س) به این عزاداری ما نیاز دارد به هیچ وجه ، یا دوست دارد شیعیان همیشه محزون و مغموم باشند که آن نیز درست نیست .

آن ها همیشه به فکر ما هستند دوست دارند ما از منجلاب های کینه و حسد و دروغ نجات پیدا کنیم بنابراین ما هرچه به یاد آن ها باشیم به نفع خودمان است .

بگذار به تو بخندند ولی بدان به دست آویز محکمی چنگ زده ای آری شهر ما عزادار فاطمه (س) است اینجا شهر خوبان است .

 

[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 21:32 ] [ محمد ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ گفتنی و نگفتنی های ذهنم را در هر پست خواهم گفت . نوشته های من مانند دست کردن در جعبه شانسی است شاید شما نپسندید ولی ارزش یکبار خواندن را دارد.
امکانات وب